نت نامه
_____عدالت را بخواهید از مقسط_____
صغری و کبری عاصفه هر کس به نامی آمده نامش عزیز است و از ین شادان شود وقتی که من با افتخار بانگش زنم یادآور نامش شوم مهری به اذهانش شوم گر چه لقب دارد کسی یا منسبی دارد کسی چیزی نگیرد جای اسم عیسی و مریم یا مسیح نرگس و لاله یا ربیع راز دل را باز گو در کنار ساحلش یک لحظه را دم ساز گو گاه دریا بی سخن حرف میزند با سکوتش نقش محرم میزند بشنود راز دلی سر سری کاش دریا بودم و سنگ صبورت میشدم در کنارت مانع از جوش و خروشت میشدم کاش ایام جوانی لحظه ها را لحظه دانی کاش این دوران فانی لحظه را پاینده داری آفتاب غمگین زمین در حسرت آبی ببار ای ابر بر زارع و نا گه آسمان بارید زمین سر مست از بارش و خورشید قهقهه سر داد و من نیز همچو خورشید دلم لبریز از هر لحظه ی باران الطاف خداوندی خداوندا دعایم را اجابت کن توانم ده ببخشایم تو راهم ده که بگشایم گره از کار یک یار و یا یک بخت بیمار یادش دهم یادم دهد این کودکم با سادگی درسی دهد در زندگی گر اعتمادی ، عاشقی در پی بود عهدی ببند وآنگه بگو گر سر رود قولم بماند جای خویش زمین،خاکی دلم روشن که امروزم نه زاده در پس ابرهای دیروز است نه هول ناله های روز آینده که امروزم همین روز است آفتاب و انجم و ماه در سما مدح کنند مور و مار ماهی، اندر این زمین ضامن آهو، علی موسی الرضا مدح کنند از یاد ببردم همه ی عمر ،نگرانی کاشانه و آلونک و کاخ و گذراندن در سایه ی صبحی ، که پسینش تو نمانی آنگاه که در سکوت دل مشغولم جمع میکنم برداشتهایم را تقسیم میکنم خوبی ها و در منها باقی می مانم با ته مانده ی افکار منفی و تهی از .... کانون سرد زندگی با یک گذشت چون مشک بی در سرزمین بی کسی رعنا شوند و گل دهند در نوجوانی و جوانی این جهان در مشت بی بر بلندای نارون پیر استقامتی نداشت وقتی نسیم پاییزی چشمکی زد کاشانه آرزوهایمان را آمیخته با صبرو مهر بنا نهیم که طوفان هم نلرزاند سرای امید را
| Design By : Night Skin |

